خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

شاعر در این شعر از درد دوری از صبح و امید به رسیدن آن می‌گوید. او از نادیدن صبح و احساس قطع ارتباط با آن سخن می‌گوید و آرزو می‌کند که سحر (فجر) به کمکش بیاید تا بتواند از پنجه‌ی خورشید دامن صبح را بکشد و به آن برسد.

متن دارای مفاهیم عاطفی و شاعرانه‌ای است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۱۸۰ - خون شد جگر امشبم ز نادیدن صبح

خون شد جگر امشبم ز نادیدن صبح
گویا که بریده شد پی توسن صبح ۱

آه سحرم اگر مددکار شود
از پنجه خورشید کشم دامن صبح ۲
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) قالب: رباعی تعداد ابیات: ۲ ۳۵۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۷۹ - دانی ز چه بی‌حجاب می‌خندد صبح
گوهر بعدی:شماره ۱۸۱ - ننمود ز جیب آسمان، سینه صبح
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.