خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از غم و اندوه ناشی از دوری معشوق میگوید و بیان میکند که شبها را با ناله و سوز سپری کرده و روزها نیز مانند شبها تاریک و غمگین میگذرد. او از حیرت خود در برابر زلف سیاه معشوق سخن میگوید و عمر خود را مانند آفتاب در روز کوتاه میداند.
متن دارای مضامین عاشقانه و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۶۷ - شب بی تو مرا به ناله و سوز گذشت
شب بی تو مرا به ناله و سوز گذشت
روزم چو شب ای شمع شبافروز گذشت ۱
پیوسته به حیرتم ز زلف چو شبت
کش عمر چو آفتاب در روز گذشت ۲
روزم چو شب ای شمع شبافروز گذشت ۱
پیوسته به حیرتم ز زلف چو شبت
کش عمر چو آفتاب در روز گذشت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۶ - تا بود هوس، به دل قرارم نگذاشت
گوهر بعدی:شماره ۱۶۸ - بس مرد که از تندی خود رسوا گشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.