خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر بیان میکند که در جام او جایی برای طلب می نیست و بدون ترس از کسی حرف میزند. او با اشکهایش گوهری ساخته و چشمانش مانند حباب روی دریا نیستند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و شاعرانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند 'می' و 'اشک' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۵۸ - در ساغر من مِی طلبی را جا نیست
در ساغر من مِی طلبی را جا نیست
میگویم و از هیچ کسم پروا نیست ۱
با گوهر اشک خویشتن ساختهام
چشمم چو حباب بر کف دریا نیست ۲
میگویم و از هیچ کسم پروا نیست ۱
با گوهر اشک خویشتن ساختهام
چشمم چو حباب بر کف دریا نیست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۷ - آن گل که وفای بلبلانش حالیست
گوهر بعدی:شماره ۱۵۹ - در عشق مگو که همنفس پیدا نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.