خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به دنبال امید و عدالت است و از فقدان آنها ابراز ناراحتی میکند. او از صبح امید و آفتاب آن، همچنین از ساقی انصاف و شراب عدالت میپرسد و از حسرت و بیخوابی چشمهایش سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۹۱ - ای صبح امید، آفتاب تو کجاست
ای صبح امید، آفتاب تو کجاست
وی ساقی انصاف، شراب تو کجاست ۱
مردیم و هنوز چشم حسرت نگران
ای دیده ناغنوده خواب تو کجاست ۲
وی ساقی انصاف، شراب تو کجاست ۱
مردیم و هنوز چشم حسرت نگران
ای دیده ناغنوده خواب تو کجاست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۰ - آن دلبر ناپدید خودکام کجاست
گوهر بعدی:شماره ۹۲ - ای گلشن سودا، گل داغ تو کجاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.