خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از آمدن بهار و زیباییهای آن سخن میگوید، اما در عین حال از نداشتن دل و دماغ برای شادی و عیش مانند دیگران شکایت دارد.
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و شناخت ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
شماره ۵۱ - آمد گل و برگ باغ میباید ساخت
آمد گل و برگ باغ میباید ساخت
هنگامه بیفراغ میباید ساخت ۱
یاران همه برگ عیش سازند و مرا
بیبرگ، دل و دماغ میباید ساخت ۲
هنگامه بیفراغ میباید ساخت ۱
یاران همه برگ عیش سازند و مرا
بیبرگ، دل و دماغ میباید ساخت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰ - ناچار به هجر یار میباید ساخت
گوهر بعدی:شماره ۵۲ - فریاد از آن که عز و ذل را نشناخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.