خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از دردها و رنج‌های گذشته می‌گوید که با وجود تحمل سختی‌ها، هنوز آرامش و نور به زندگی‌اش بازنگشته است. او از فراق و تنهایی سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که کاروان زندگی از او بی‌خبر گذشته است.

متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، بیان احساسات پیچیده و تجربیات زندگی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۳۹ - غم رفت از دل من و از سینه داغ هم

غم رفت از دل من و از سینه داغ هم
مهتاب نیست کلبه ما را چراغ هم ۱

صد داغ سوختیم و ز دل تیرگی نرفت
روشن نکرد کلبه ما را چراغ هم ۲

قدسی خبر ز قافله طاقتم مپرس
این کاروان گذشته ز ما بی سراغ هم ۳
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۸ - بهتر آن است که بی نشو و نما خاک شویم
گوهر بعدی:شماره ۴۰ - بر امید صبر، دور از بزم یار افتاده‌ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.