خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

شاعر در این ابیات از عشق و سودای معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که هیچ کس جای او را در دلش نگرفته است. همچنین از تأثیر سخنان معشوق که مانند معجزه‌ی مسیح است، یاد می‌کند و در نهایت از رشک و اندوه خود می‌گوید که حتی اجازه نمی‌دهد اشک‌هایش به دریا بریزد.

محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۴ - در دلم مهر تو بهر دگری جا گذاشت

در دلم مهر تو بهر دگری جا گذاشت
در سرم آتش سودای تو سودا نگذاشت ۱

با فسون سخنت دعوی اعجاز مسیح
بود حرفی لبت آن هم به مسیحا نگذاشت ۲

آب یا رب ز که گیرد پس ازین ابر بهار
رشک چشم تر من، آب به دریا نگذاشت ۳
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) قالب: غزل/قصیده/قطعه تعداد ابیات: ۳ ۳۶۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳ - منم که خون جگر، لاله‌زار باغ من است
گوهر بعدی:شماره ۱۵ - از جوش دلم دیده پر از پاره خون است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.