خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که از احساسات عمیق عاشقانه و غم‌انگیز سخن می‌گوید. شاعر از دوری معشوق، بی‌اعتنایی او، و رنج‌های عشق شکایت می‌کند و از ساقی درخواست می‌کند تا با خبری از خودش، او را آرام کند.

محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات حاوی اشاره‌های غیرمستقیم به مصرف شراب (به عنوان نماد) هستند که مناسب سنین بالاتر است.

مشاهده کامل

شماره ۴۶۰ - به دل نمی‌گذری، تا کجا گذر داری

به دل نمی‌گذری، تا کجا گذر داری
فکندی از نظرم، تا چه در نظر داری ۱

سرت نمی‌شود از جام صحبت ما گرم
مگر خمار ز پیمانه دگر داری؟ ۲

نماند بر سر بالین من کسی، چه شود
مرا اگر ای اجل امشب ز خاک برداری؟ ۳

نکرده‌ای مژه‌ای تر به خون ز سنگدلی
ازین چه سود که صد چشمه در جگر داری ۴

ز بوی باده من از خویش رفتم ای ساقی
مرا ز من خبری ده اگر خبر داری ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۵۹ - چون سراپا همه را هست به سوداش سری
بعدی:مطالع و متفرقات
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.