خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از زبان عاشقانه و عارفانه سخن میگوید و به موضوعاتی مانند عشق، رنج، بخشش، و انتظار میپردازد. شاعر از معشوق میخواهد که به جای آزار و جفا، مهربانی کند و به اسیران عشقش لطف نماید. همچنین، از درد فراق و انتظار اجازه برای نزدیکی سخن میگوید و در پایان به موضوع شفاعت و محبت الهی اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از واژهها و مفاهیم مانند 'جفا'، 'حسرت'، و 'شفاعت' نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارند.
شماره ۴۵۰ - چند جفا شیوه و عادت کنی؟
چند جفا شیوه و عادت کنی؟
وقت نیامد که مروت کنی؟ ۱
خود چه شود، گر به اسیران خویش
لطف به اندازه حسرت کنی؟ ۲
جان ز غمت بر لبم آمد نشست
منتظر آنکه تو رخصت کنی ۳
ما و گنه، گر تو به این روی خوب
روز جزا میل شفاعت کنی ۴
خود چه گزینی که ازان بهترست؟
قدسی اگر ترک محبت کنی ۵
وقت نیامد که مروت کنی؟ ۱
خود چه شود، گر به اسیران خویش
لطف به اندازه حسرت کنی؟ ۲
جان ز غمت بر لبم آمد نشست
منتظر آنکه تو رخصت کنی ۳
ما و گنه، گر تو به این روی خوب
روز جزا میل شفاعت کنی ۴
خود چه گزینی که ازان بهترست؟
قدسی اگر ترک محبت کنی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۹ - نوشم ز بس چو باده، ز پیمانه، دوستی
گوهر بعدی:شماره ۴۵۱ - آرزوی ما کند با مدعا بیگانگی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.