خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن عشق و فداکاری بیحد خود را به معشوق بیان میکند. او حاضر است جان و هستی خود را فدا کند، هر چند معشوق به نالههایش توجهی ندارد. شاعر از بیوفایی و جفای معشوق شکایت دارد، اما همچنان شیفتهی اوست و به امید مهر و وفایش شب را به روز میرساند.
متن دارای مضامین عاشقانهی عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جفا و اسارت عاطفی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۴۲۳ - جان چیست کش فدا نکنم از برای تو؟
جان چیست کش فدا نکنم از برای تو؟
خاکم به سر اگر نکنم جان فدای تو ۱
پنهان ز غیر، شب همه شب با چراغ چشم
در کوچه تو میطلبم نقش پای تو ۲
پروا نمیکنی و من از نالههای شب
پر کرده گوش چرخ ز دست جفای تو ۳
دل میبری و فکر اسیران نمیکنی
بیچاره آن کسی که شود مبتلای تو ۴
دوش از تو بوی مهر و وفایی شنیدهام
گرد سر تو گردم و مهر و وفای تو ۵
خاکم به سر اگر نکنم جان فدای تو ۱
پنهان ز غیر، شب همه شب با چراغ چشم
در کوچه تو میطلبم نقش پای تو ۲
پروا نمیکنی و من از نالههای شب
پر کرده گوش چرخ ز دست جفای تو ۳
دل میبری و فکر اسیران نمیکنی
بیچاره آن کسی که شود مبتلای تو ۴
دوش از تو بوی مهر و وفایی شنیدهام
گرد سر تو گردم و مهر و وفای تو ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۲ - مردم ز تیرگی، نفسی بینقاب شو
گوهر بعدی:شماره ۴۲۴ - فتنهای هر لحظه برمیخیزد از مژگان تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.