خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، بیانگر دردها و رنجهای عاشقانه، ناامیدیها و تلاشهای بیثمر در عشق است. شاعر از نالههای بیپاسخ، شکستهای عاطفی و تلاش برای پنهان کردن عیوب خود سخن میگوید. همچنین، اشارهای به گذر عمر و بیثباتی دنیا دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با مضامین پیچیده و نگاه فلسفی به زندگی، درک این شعر را برای مخاطبان زیر 16 سال دشوار میکند. همچنین، برخی از اشارات مانند ناامیدی و یأس ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۳۹۷ - تا شد زبان گره چو جرس، بر فغان زدیم
تا شد زبان گره چو جرس، بر فغان زدیم
گویا برای ناله گره بر زبان زدیم ۱
رنگ شکسته، فال محبت بود، ازان
خرمن چو گل به نیت باد خزان زدیم ۲
از هر سری، چو کوه، صدایی بلند شد
انگشت شکوه بر لب کون و مکان زدیم ۳
غیر از حدیث مطرب و می هرچه خوانده شد
در حالت مطالعهاش بر کران زدیم ۴
تا دیگران هنر نشمارند عیب ما
دامن به عیبجویی خود بر میان زدیم ۵
در کوی یار، عمر به افسانه سر شد
تا قفل خواب بر مژه پاسبان زدیم ۶
هرگز به عشق، ناله ما این اثر نداشت
تیری چو کودکان به غلط بر نشان زدیم ۷
شست آب دیده نقش عمارت ز روزگار
نقش دگر بر آب درین خاکدان زدیم ۸
خوردیم باده کهن از دست نوخطی
آتش ز رشک در دل پیر و جوان زدیم ۹
قدسی ز بینشانی خود چون زنیم لاف؟
بر سینه مهر داغ ز بهر نشان زدیم ۱۰
گویا برای ناله گره بر زبان زدیم ۱
رنگ شکسته، فال محبت بود، ازان
خرمن چو گل به نیت باد خزان زدیم ۲
از هر سری، چو کوه، صدایی بلند شد
انگشت شکوه بر لب کون و مکان زدیم ۳
غیر از حدیث مطرب و می هرچه خوانده شد
در حالت مطالعهاش بر کران زدیم ۴
تا دیگران هنر نشمارند عیب ما
دامن به عیبجویی خود بر میان زدیم ۵
در کوی یار، عمر به افسانه سر شد
تا قفل خواب بر مژه پاسبان زدیم ۶
هرگز به عشق، ناله ما این اثر نداشت
تیری چو کودکان به غلط بر نشان زدیم ۷
شست آب دیده نقش عمارت ز روزگار
نقش دگر بر آب درین خاکدان زدیم ۸
خوردیم باده کهن از دست نوخطی
آتش ز رشک در دل پیر و جوان زدیم ۹
قدسی ز بینشانی خود چون زنیم لاف؟
بر سینه مهر داغ ز بهر نشان زدیم ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۶ - گر ز چنگ شحنه هجران امان مییافتم
گوهر بعدی:شماره ۳۹۸ - نهال دوستی را ریشه در خون پرورش دادم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.