خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این اشعار از عشق و اضطراب ناشی از آن سخن میگوید. او از سوزش دل و اضطراب هنگام دیدار معشوق مینالد و شبها را با یاد او و نوشیدن از جام غم سپری میکند. همچنین، از شهادت و انتخاب زخم شمشیر به عنوان تنعمی خوش یاد میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی همراه با اشاره به شهادت و زخم شمشیر است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نامناسب یا نامفهوم باشد. همچنین، درک عمیق این مفاهیم نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۹۰ - سپندوار بر آتش چو اضطراب کنم
سپندوار بر آتش چو اضطراب کنم
ز سوز دل، جگر شعله را کباب کنم ۱
شود ز لذت نظاره چشم من محروم
به وقت دیدنش از بس که اضطراب کنم ۲
به یاد لعل تو شبها به محرومی
ز خون دل، قدح خویش پرشراب کنم ۳
دم شهادت خود، خوش تنعمی دارم
که زخم از دم شمشیر انتخاب کنم ۴
۵
ز سوز دل، جگر شعله را کباب کنم ۱
شود ز لذت نظاره چشم من محروم
به وقت دیدنش از بس که اضطراب کنم ۲
به یاد لعل تو شبها به محرومی
ز خون دل، قدح خویش پرشراب کنم ۳
دم شهادت خود، خوش تنعمی دارم
که زخم از دم شمشیر انتخاب کنم ۴
۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۹ - دلی از قید آسایش چو عشق آزاد میخواهم
گوهر بعدی:شماره ۳۹۱ - زبان گداختم و راز عشق سر کردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.