خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق، ایمان، رنجهای پنهان و پاکسازی روح از طریق تجربیات سخت سخن میگوید. شاعر از شستشوی جهان با اشک، پاکدلشدن از گناه، و تطهیر روح با خون عشق و ایمان صحبت میکند. همچنین به مفاهیمی مانند رازداری، جراحتهای درونی، و قربانیکردن در راه عشق اشاره دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده مانند 'خون کفر'، 'جراحتهای پنهان' و 'صبح عید قربان' ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند رنج و قربانی نیاز به درک عاطفی بالاتری دارد.
شماره ۳۸۵ - ما جهان را رخ ز آب چشم گریان شستهایم
ما جهان را رخ ز آب چشم گریان شستهایم
لوح دلها را ز وصف نوح و طوفان شستهایم ۱
نوعروس عشق را گلگونهای در کار نیست
ما ز خون کفر، اول روی ایمان شستهایم ۲
صفحه خاطر ز حرف مرهم آسودگی
از نم خون جراحتهای پنهان شستهایم ۳
تا لب زخم دل، از آلایش افشای راز
گاه جذب سر عشق از آب پیکان شستهایم ۴
از ترشحکردن مژگان قدسی تا به روز
رخ به خون، هر شب چو صبح عید قربان شستهایم ۵
لوح دلها را ز وصف نوح و طوفان شستهایم ۱
نوعروس عشق را گلگونهای در کار نیست
ما ز خون کفر، اول روی ایمان شستهایم ۲
صفحه خاطر ز حرف مرهم آسودگی
از نم خون جراحتهای پنهان شستهایم ۳
تا لب زخم دل، از آلایش افشای راز
گاه جذب سر عشق از آب پیکان شستهایم ۴
از ترشحکردن مژگان قدسی تا به روز
رخ به خون، هر شب چو صبح عید قربان شستهایم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۴ - هرگز به بزم وصل، شبی جا نکردهام
گوهر بعدی:شماره ۳۸۶ - به خون خوردن جدا زان لعل شکربار میسازم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.