خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به زیباییهای درد و رنج عشق میپردازد و از زبان زخم و تیغ به عنوان نمادهایی برای بیان احساسات عمیق و گاه دردناک استفاده میکند. شاعر از تحمل رنج و جفا سخن میگوید و اشاره میکند که درمان زخمهای عشق ممکن نیست. درونمایه اصلی متن، ترکیبی از عشق، درد و تسلیم در برابر تقدیر است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۸۳ - تا آفرین شست تو گوید زبان زخم
تا آفرین شست تو گوید زبان زخم
پیکان زبان خویش کند در دهان زخم ۱
یک دم بمان چو زخم زدی، تا که بشنوی
تحسین تیغ خود ز لب خونفشان زخم ۲
جنس جفا کسی نستاند به نیم جو
جایی که تیغ یار گشاید دکان زخم ۳
بس گرم شکر گفتن بازوی قاتل است
ترسم که تیغ، آب شود در دهان زخم ۴
دل را پر از ذخیره لذت کند کنار
غلتد چو نیم بسمل تو در میان زخم ۵
زخم خدنگ عشق چو درمانپذیر نیست
بیهوده، ای مسیح مکن امتحان زخم ۶
قدسی دلم شکاف شکاف است در درون
بر سینه گرچه نیست ز بیرون نشان زخم ۷
پیکان زبان خویش کند در دهان زخم ۱
یک دم بمان چو زخم زدی، تا که بشنوی
تحسین تیغ خود ز لب خونفشان زخم ۲
جنس جفا کسی نستاند به نیم جو
جایی که تیغ یار گشاید دکان زخم ۳
بس گرم شکر گفتن بازوی قاتل است
ترسم که تیغ، آب شود در دهان زخم ۴
دل را پر از ذخیره لذت کند کنار
غلتد چو نیم بسمل تو در میان زخم ۵
زخم خدنگ عشق چو درمانپذیر نیست
بیهوده، ای مسیح مکن امتحان زخم ۶
قدسی دلم شکاف شکاف است در درون
بر سینه گرچه نیست ز بیرون نشان زخم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۲ - از ازل کشته آن طرز نگاه آمدهایم
گوهر بعدی:شماره ۳۸۴ - هرگز به بزم وصل، شبی جا نکردهام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.