خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد عشق و حسرت سخن میگوید. شاعر از سوزش دل و رنجهای عاشقانه مینویسد و احساس تنهایی و غم خود را بیان میکند. او از نگاه مردم و قضاوتهایشان نیز هراس دارد و سعی میکند درد خود را پنهان کند.
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آن به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای شعری ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۶۶ - قسمت نگر که نوشم، می از ایاغ مردم
قسمت نگر که نوشم، می از ایاغ مردم
سوزد به مجلس ما، شبها چراغ مردم ۱
دانسته تا دلم را، سوزد به داغ حسرت
هر لحظه آید از من پرسد سراغ مردم ۲
چون گل نمانده بر تن، از داغ جای داغم
سوزد مگر ازین پس، عشقم به داغ مردم ۳
در حفظ ناله کوشم، تا دردسر نبینند
بر خود جفا پسندم، بهر فراغ مردم ۴
از دیدهها عجب نیست، دزدند اگر ز دل خون
چینند کودکان گل، پنهان ز باغ مردم ۵
هرجا دلی فروزد، بر حال ما بسوزد
گردد ز شیشه ما، پر می ایاغ مردم ۶
هرچند مست عشقی، قدسی چنان نرقصی
کز باد آستینت، میرد چراغ مردم ۷
سوزد به مجلس ما، شبها چراغ مردم ۱
دانسته تا دلم را، سوزد به داغ حسرت
هر لحظه آید از من پرسد سراغ مردم ۲
چون گل نمانده بر تن، از داغ جای داغم
سوزد مگر ازین پس، عشقم به داغ مردم ۳
در حفظ ناله کوشم، تا دردسر نبینند
بر خود جفا پسندم، بهر فراغ مردم ۴
از دیدهها عجب نیست، دزدند اگر ز دل خون
چینند کودکان گل، پنهان ز باغ مردم ۵
هرجا دلی فروزد، بر حال ما بسوزد
گردد ز شیشه ما، پر می ایاغ مردم ۶
هرچند مست عشقی، قدسی چنان نرقصی
کز باد آستینت، میرد چراغ مردم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۵ - چون به سوی تو گشایم در کاشانه چشم
گوهر بعدی:شماره ۳۶۷ - تا دل بر آتش غم جانانه سوختیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.