خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر درد و رنج عاشقانهای است که در آن شاعر از فراق و جدایی معشوق مینالد و خود را به شمعی تشبیه میکند که در آتش عشق میسوزد. او از تنهایی و اشکهای بیپایان خود میگوید و اینکه چگونه عشق و محبت باعث سوختن او و دلش شده است.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و احساسی دارد.
شماره ۳۵۱ - شب که بی روی تو از اشک دمادم سوختیم
شب که بی روی تو از اشک دمادم سوختیم
سوختیم افزون ز هر شمعی، اگر کم سوختیم ۱
ما اسیران محبت، شام غم، چون تار شمع
سر برون کردیم از یک جیب و با هم سوختیم ۲
آب چشم من شب هجران کم از آتش نبود
تا به نقش پا، چو شمع از چشم پر نم سوختیم ۳
ما و دل در عاشقی با هم نگشتیم آشنا
پیش هم بودیم و بر تنهایی هم سوختیم ۴
سوختیم افزون ز هر شمعی، اگر کم سوختیم ۱
ما اسیران محبت، شام غم، چون تار شمع
سر برون کردیم از یک جیب و با هم سوختیم ۲
آب چشم من شب هجران کم از آتش نبود
تا به نقش پا، چو شمع از چشم پر نم سوختیم ۳
ما و دل در عاشقی با هم نگشتیم آشنا
پیش هم بودیم و بر تنهایی هم سوختیم ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۰ - از لعل لبت جز طمع خام ندارم
گوهر بعدی:شماره ۳۵۲ - عافیت غم را مداوا کرد و زین غم سوختم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.