شاعر در این متن از رنجها و آرزوهای خود سخن میگوید. او از خداوند شکست دل و فرصت برای مقابله با دشمن را طلب کرده است. در حالی که دیگران به دنبال لذتهای دنیوی هستند، او زهر ملال را انتخاب کرده است. شاعر همچنین بیان میکند که برای جلب توجه معشوق، خود را به خاک انداخته و از هرگونه عزت نفس گذشته است. او اذعان میکند که هر کسی شایسته حضور در کوی معشوق نیست و این خود او بوده که اشتباه کرده و غبار این راه را از باد خواسته است.
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۳۸ - ما شکست دل خود را ز خدا خواستهایم
وز خدا فرصت دشمن به دعا خواستهیم ۱
همه جویند می عشرت و ما زهر ملال
دردسر نیست درین باده که ما خواستهایم ۲
تا برآرند شهان ناله ز ناکامی خویش
خویش را بر سر کوی تو گدا خواستهایم ۳
بر سر کوی تو هر بی سر و پا محرم نیست
ما غلط کرده، غبارش ز صبا خواستهایم ۴
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.