خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از حافظ، به بیان درد و سوز عشق و دلباختگی میپردازد. شاعر از گرفتاری دل در دام عشق، سوزش درونی و افتادگی در راه معشوق سخن میگوید و با تصاویر زیبایی مانند زلف معشوق، قطره عرق و پیاله، احساسات خود را بیان میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کهن فارسی دارد.
شماره ۳۲۳ - دامان عشقِ سلسله مویی گرفته دل
دامان عشقِ سلسله مویی گرفته دل
از دست رفته و برِ رویی گرفته دل ۱
تاری نشد ز زلف بتان بیش، قسمتش
چون قطره عرق، بن مویی گرفته دل ۲
تا همچو دیدهام نبود کوچه گرد شهر
از پا فتاده و سر کویی گرفته دل ۳
سوز دلم برآورد از آفتاب، دود
این خاصیت ز گرمی خویی گرفته دل ۴
نرگس پیالهها ز کدو کرد آشکار
زان چو پیاله پای کدویی گرفته دل ۵
بردار پنبه و رخ داغم شکفته کن
قدسی مرا گرفته ز رویی گرفته، دل ۶
از دست رفته و برِ رویی گرفته دل ۱
تاری نشد ز زلف بتان بیش، قسمتش
چون قطره عرق، بن مویی گرفته دل ۲
تا همچو دیدهام نبود کوچه گرد شهر
از پا فتاده و سر کویی گرفته دل ۳
سوز دلم برآورد از آفتاب، دود
این خاصیت ز گرمی خویی گرفته دل ۴
نرگس پیالهها ز کدو کرد آشکار
زان چو پیاله پای کدویی گرفته دل ۵
بردار پنبه و رخ داغم شکفته کن
قدسی مرا گرفته ز رویی گرفته، دل ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۲ - دارم دلی، اما چه دل، صدگونه حرمان در بغل
گوهر بعدی:شماره ۳۲۴ - تا کی کنی به گریه، طلب آرزوی دل؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.