خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر به موضوع فیض و بخشش الهی می‌پردازد و از زبان شاعر بیان می‌کند که فیض خداوند آنقدر گسترده است که نمی‌توان آن را درک کرد. شاعر از ناتوانی خود در دریافت کامل این فیض سخن می‌گوید و به نقش فیض در زندگی و خلقت اشاره می‌کند. همچنین، از بی‌توجهی انسان به این نعمت الهی ابراز نگرانی می‌کند.

محتوا شامل مفاهیم عرفانی و پیچیده‌ای است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای گروه‌های سنی پایین نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

شماره ۳۱۷ - روشن شود ز دود دماغم چراغ فیض

روشن شود ز دود دماغم چراغ فیض
فیض است آنقدر، که ندارم دماغ فیض ۱

یک شاخ گل ز گل نشود پاک، گردوکون
تا حشر گل برند به خرمن ز باغ فیض ۲

از هر طرف دریچه فیضی‌ست بر دلم
بیهوده از در که کنم من سراغ فیض؟ ۳

بهر مرکّب قلم فیض بخش من
آورده‌اند دوده ز دود چراغ فیض ۴

ساقی نموده نذر حریفان به بزم نظم
روز ازل که ریخته می در ایاغ فیض ۵

ای آنکه برده ذوق سماعت ز خویشتن
ترسم که آستین بزنی بر چراغ فیض ۶

از سنگ کاهلی، در اندیشه را مبند
قدسی دگر مسوز دلم را به داغ فیض ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۱۶ - بسی چون سایه افتادم به پای سرو آزادش
گوهر بعدی:شماره ۳۱۸ - تازه شد با شعله در بزم تو پیمانم چو شمع
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.