این متن به بیاعتباری و بیثباتی امور دنیوی و ارزشهای ظاهری در برابر حقایق بزرگتر مانند عشق و فنا میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر نمادین مانند مرهم در جایی که داغ نیست، شبنم در برابر آفتاب، و ساغر تهی، بیفایدهگی اعتبارهای دنیوی و خوشیهای زودگذر را بیان میکند. همچنین، تأکید میشود که در دیار عشق، خرد و اعتبارهای معمولی معنایی ندارند و تنها غم و اشک ارزشمندند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات نمادین ممکن است برای خوانندگان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۲۸۵ - جایی که داغ نیست، ز مرهم چه اعتبار
در پیش آفتاب ز شبنم چه اعتبار ۱
چون اعتبار خلق ز بیاعتباری است
از اعتبار مردم عالم چه اعتبار ۲
از ساغر تهی چه تمتع برد کسی
از دیدهای که نیست در او نم چه اعتبار ۳
چون راه بیش و کم همه بر شارع فناست
از عشرت زیاد و غم کم چه اعتبار ۴
در کشوری که باب بود جنس اشک و آه
از چشم بینم و دل بیغم چه اعتبار ۵
نام خرد کسی نبرد در دیار عشق
از روستا، به شهر معظم چه اعتبار ۶
ما را هوای دلخوشی روزگار نیست
غمدیده را ز خاطر خرم چه اعتبار ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.