خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، غزلی عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از درد فراق، عشق و نیاز به معشوق سخن میگوید. او از کینههای زمانه، فتنههای جهان و نالههای سوزناک خود میگوید، اما در نهایت، عشق و وصال را آرزو میکند. همچنین، اشارهای به زیبایی و ناز معشوق و تأثیر آن بر روح شاعر دارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک عمیق این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات و مفاهیم شعری دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
شماره ۲۸۳ - ای دست تو به کینه ز دوران درازتر
ای دست تو به کینه ز دوران درازتر
چشمت ز حادثات جهان فتنهسازتر ۱
چندان که آن صنم گره از زلف باز کرد
در وصف خویش کرد زبانم درازتر ۲
شاید که دود از دل گردون برآورد
کو نالهای ز ناله من جهانگدازتر ۳
ناز تو میکشد به نیازم، وگرنه نیست
آزادهای ز من به جهان بینیازتر ۴
شام فراق اگرچه مرا دیده باز بود
صبح وصال بودم ازان دیده بازتر ۵
چون عشق، خواند گرچه مرا خانه زاد، حسن
پرورده است لیک ز خویشم بنازتر ۶
قدسی به گرد مرکز انصاف گشتهام
از خال او ندیده دلم، دلنوازتر ۷
چشمت ز حادثات جهان فتنهسازتر ۱
چندان که آن صنم گره از زلف باز کرد
در وصف خویش کرد زبانم درازتر ۲
شاید که دود از دل گردون برآورد
کو نالهای ز ناله من جهانگدازتر ۳
ناز تو میکشد به نیازم، وگرنه نیست
آزادهای ز من به جهان بینیازتر ۴
شام فراق اگرچه مرا دیده باز بود
صبح وصال بودم ازان دیده بازتر ۵
چون عشق، خواند گرچه مرا خانه زاد، حسن
پرورده است لیک ز خویشم بنازتر ۶
قدسی به گرد مرکز انصاف گشتهام
از خال او ندیده دلم، دلنوازتر ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۲ - سینه تنگ و من هلاک زخم پنهان دگر
گوهر بعدی:شماره ۲۸۴ - بی درد عشق، شادی و غم را چه اعتبار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.