خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از ناامیدی و تنهایی خود می‌گوید. او احساس می‌کند که هیچ کس درد و رنج او را درک نمی‌کند و حتی طبیعت نیز با وجود زیبایی‌هایش، آرامش را به او هدیه نمی‌دهد. عشق، میوه‌ی باغ دل اوست، اما کسی به آن دسترسی ندارد. او در جستجوی محبت است، اما کسی به سراغش نمی‌آید.

مفاهیم عمیق عاطفی و استفاده از استعاره‌های پیچیده، درک این شعر را برای کودکان دشوار می‌سازد. این متن更适合 افرادی که تجربه‌ی عاطفی بیشتری دارند و می‌توانند با احساسات پیچیده‌ی شاعر ارتباط برقرار کنند.

مشاهده کامل

شماره ۲۸۰ - آسیب واعظان به ایاغم نمی‌رسد

آسیب واعظان به ایاغم نمی‌رسد
از باد، آفتی به چراغم نمی‌رسد ۱

از بس که باز می‌کنم از کار دل گره
ناخن به تازه‌کردن داغم نمی‌رسد ۲

گلشن پر از گل است، ولیکن ز هیچ گل
بوی محبتی به دماغم نمی‌رسد ۳

عشق است نخل میوه باغ دلم، ازان
دست کسی به میوه باغم نمی‌رسد ۴

قدسی ز خیل گمشدگان محبتم
از جستجو کسی به سراغم نمی‌رسد ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۷۹ - خامه در وصف لبت کار مسیحا می‌کند
گوهر بعدی:شماره ۲۸۱ - عاشق چو شدی، ناله جانکاه نگه دار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.