خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از فداکاری و ایثار در راه عشق سخن می‌گوید. او از اشک‌های یاقوت‌فام، طوق عشق، و رنج‌های دل شکسته خود می‌گوید و تأکید می‌کند که حتی پس از مرگ نیز عشق او باقی خواهد ماند. شعر پر از تصاویر احساسی و استعاره‌های عمیق است.

متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۸۱ - چه باشد جان که عاشق در ره جانان برافشاند

چه باشد جان که عاشق در ره جانان برافشاند
ز جان بهتر نثاری بایدش تا آن برافشاند ۱

شود جیب و کنار عالم از یاقوت اشکم پر
چو چشم خون‌فشانم دامن مژگان برافشاند ۲

به گردن طوق عشق از زلف ترسازاده‌ای دارم
که گر صد ساله زاهد بیندش ایمان برافشاند ۳

نخواهد بعد مردن هم غبارم دامنش گیرد
به ناز از تربتم چون بگذرد دامان برافشاند ۴

چنین کان غمزه فتان سر خون‌ریختن دارد
سزد گر صد مسیح و خضرمشرب جان برافشاند ۵

کهن ریش دلم دارد غباری تازه شستی کو
که بر رخسار زخمم آبی از پیکان برافشاند ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۸۰ - نام تو بردم آتش شوقم به جان فتاد
گوهر بعدی:شماره ۱۸۲ - محفل دردی طلب، از سیر شهر و کو چه سود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.