خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساسات عمیق و دردناک خود سخن میگوید، با استفاده از تصاویر شاعرانهای مانند جام عکس لالهگون، کف دست رنگ خون گرفته و اشک بیملاحظه مرغان باغ. او از رنج و اندوهی میگوید که در وجودش نفوذ کرده و هویت او را تحت تأثیر قرار داده است.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و تصاویر شاعرانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا سنگین باشد. درک کامل آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی بیشتری دارد.
شماره ۱۴۱ - دستم ز جام عکس می لالهگون گرفت
دستم ز جام عکس می لالهگون گرفت
گل چیدم آنقدر که کفم رنگ خون گرفت ۱
ممنون دُرد و صاف حریفان نمیشود
چون نرگس آنکه ساغر خالی، شگون گرفت ۲
از اشک بیملاحظه مرغان باغ را
این شرم بس که دامن گل رنگ خون گرفت ۳
چون مهر در رگ همه کس جای کردهام
قدسی شکست رنگ مرا هرکه خون گرفت ۴
گل چیدم آنقدر که کفم رنگ خون گرفت ۱
ممنون دُرد و صاف حریفان نمیشود
چون نرگس آنکه ساغر خالی، شگون گرفت ۲
از اشک بیملاحظه مرغان باغ را
این شرم بس که دامن گل رنگ خون گرفت ۳
چون مهر در رگ همه کس جای کردهام
قدسی شکست رنگ مرا هرکه خون گرفت ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۰ - کرده بیهوشم خیال آن دو چشم میپرست
گوهر بعدی:شماره ۱۴۲ - مرا به ناله شد آن سرو سیمتن باعث
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.