خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که از عشق، رنج‌های آن و مسیر دشوار رسیدن به معشوق سخن می‌گوید. شاعر از پروانه و شمع، خون و شهادت، و مسیر پر فراز و نشیب عشق صحبت می‌کند و اشاره می‌کند که این راه با تفکر باطل و بدون تسلیم به تقدیر، قابل پیمودن نیست.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر مانند 'خون' و 'شهادت' ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۲۹ - با شمع چو پروانه به محفل نتوان رفت

با شمع چو پروانه به محفل نتوان رفت
هرجا که رود دل ز پی دل نتوان رفت ۱

خون می‌مکد از تیغ شهادت لب زخمم
تا بر اثر خون پی قاتل نتوان رفت ۲

هر گوشه لبی پر ز فغان است درین راه
بر صوت جرس از پی محمل نتوان رفت ۳

گر کعبه مقصد طلبی تن به قضا ده
کاین راه به اندیشه باطل نتوان رفت ۴

نقش مژه از صورت پا گر نشناسی
در بادیه عشق به منزل نتوان رفت ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۸ - از شیشه نه می در دل مخمور فرو ریخت
گوهر بعدی:شماره ۱۳۰ - هرگهم در دل خیال آن قد موزون نشست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.