خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر به زیبایی معشوق و تأثیر عمیق او بر روح و روان خود اشاره میکند. او از عشق و هجران میگوید و از معشوقی که مانند گلی بینظیر در چمن است. شاعر همچنین از خیالات و آرزوهای خود سخن میگوید و از معشوق میخواهد که به او توجه کند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۲۱ - روحالقدس ار دیده گشاید به جمالت
روحالقدس ار دیده گشاید به جمالت
ایمن ننشیند ز فریب خط و خالت ۱
در هیچ چمن چون تو گلی نیست، ندانم
دهقان ز گلستان که آورده نهالت ۲
گرد سر اعجاز تو گردم که شود شب
آتشکده سینه گلستان ز خیالت ۳
شادم که مرا قابل هجران شمری هم
من کیستم و آرزوی بزم وصالت ۴
ای مرغ حرم بر قفس مرغ گرفتار
زنهار مزن پر که بسوزد پر و بالت ۵
شبها تو به خواب خوش و از شوق تو قدسی
گردد همه شب گرد سراپای خیالت ۶
ایمن ننشیند ز فریب خط و خالت ۱
در هیچ چمن چون تو گلی نیست، ندانم
دهقان ز گلستان که آورده نهالت ۲
گرد سر اعجاز تو گردم که شود شب
آتشکده سینه گلستان ز خیالت ۳
شادم که مرا قابل هجران شمری هم
من کیستم و آرزوی بزم وصالت ۴
ای مرغ حرم بر قفس مرغ گرفتار
زنهار مزن پر که بسوزد پر و بالت ۵
شبها تو به خواب خوش و از شوق تو قدسی
گردد همه شب گرد سراپای خیالت ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۰ - مُردم ز بیخودی، بت خودکام من کجاست
گوهر بعدی:شماره ۱۲۲ - نیست نومیدی گر از حد انتظار ما گذشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.