خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و شوق دیدار معشوق سخن میگوید و بیان میکند که حتی در نبود او، یاد و خاطرهاش روشنیبخش زندگی اوست. غم و اشکهایش نیز نشانهای از عشق عمیق اوست.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۱۱۱ - نیست باکی گر به دستم غنچه سیراب نیست
نیست باکی گر به دستم غنچه سیراب نیست
در دل من غنچه پیکان او نایاب نیست ۱
جلوه صبح است شامم را به یاد روی دوست
آسمان را بر شب من منت مهتاب نیست ۲
شوق دیدار تو چندان لذت از یک دیدنت
بر سر هم ریخت در چشمم که جای خواب نیست ۳
خون گری قدسی که دارد گریه خونین اثر
پاره دل را چه شد در دیده گر خوناب نیست ۴
در دل من غنچه پیکان او نایاب نیست ۱
جلوه صبح است شامم را به یاد روی دوست
آسمان را بر شب من منت مهتاب نیست ۲
شوق دیدار تو چندان لذت از یک دیدنت
بر سر هم ریخت در چشمم که جای خواب نیست ۳
خون گری قدسی که دارد گریه خونین اثر
پاره دل را چه شد در دیده گر خوناب نیست ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۰ - طبیب من چه شد گر مهربان نیست؟
گوهر بعدی:شماره ۱۱۲ - داغ دلم گلی ز گلستان آتش است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.