خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به زیباییهای عشق و شوق میپردازد و از احساسات عمیق و ناب عاشقانه سخن میگوید. شاعر از عشقی بینظیر، شوقی بیپایان و درد فراق میسراید و به تأثیرات این احساسات بر روح و جان اشاره میکند. همچنین، به مفاهیمی مانند حرمان، نیرنگ و صلح نیز پرداخته شده است.
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه احساسی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند نیرنگ و حرمان ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۰۷ - هرگزم عشق چنین در رگ جان چنگ نداشت
هرگزم عشق چنین در رگ جان چنگ نداشت
نغمه تا بود بدین نازکی آهنگ نداشت ۱
ناله از جای دگر خورد به گوشم ورنه
مطرب این نغمه در آواز دف و چنگ نداشت ۲
عشق تا دید مرا زار، چنین زار ندید
شوق تا داشت مرا تنگ چنین تنگ نداشت ۳
بود کجبینی ما باعث حرمان ورنه
هیچوقت آینه حسن بتان زنگ نداشت ۴
عشق را شیوه دگر گشته وگرنه زین پیش
داشت نیرنگ، ولی این همه نیرنگ نداشت ۵
از شکستن به نوا میرسدم دل ورنه
هرگز این شیشه چنین آرزوی سنگ نداشت ۶
گر ز همصحبتیام یار کند ننگ چه غم
شکر لله که غم از ضحبت من ننگ نداشت ۷
قدسی از روز ازل کز عدم آمد به وجود
از در صلح درآمد به کسی جنگ نداشت ۸
نغمه تا بود بدین نازکی آهنگ نداشت ۱
ناله از جای دگر خورد به گوشم ورنه
مطرب این نغمه در آواز دف و چنگ نداشت ۲
عشق تا دید مرا زار، چنین زار ندید
شوق تا داشت مرا تنگ چنین تنگ نداشت ۳
بود کجبینی ما باعث حرمان ورنه
هیچوقت آینه حسن بتان زنگ نداشت ۴
عشق را شیوه دگر گشته وگرنه زین پیش
داشت نیرنگ، ولی این همه نیرنگ نداشت ۵
از شکستن به نوا میرسدم دل ورنه
هرگز این شیشه چنین آرزوی سنگ نداشت ۶
گر ز همصحبتیام یار کند ننگ چه غم
شکر لله که غم از ضحبت من ننگ نداشت ۷
قدسی از روز ازل کز عدم آمد به وجود
از در صلح درآمد به کسی جنگ نداشت ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۶ - لذت شادی نداند جان چو با غم خو گرفت
گوهر بعدی:شماره ۱۰۸ - رسید یار و ز من بر سر عتاب گذشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.