خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر عشق و اشتیاق شاعر به معشوق و جمال اوست. شاعر از تماشای معشوق و عشق به او سخن میگوید و از رنجهای عشق و انتظار مینالد. همچنین، اشارهای به مفاهیم عرفانی مانند آیینه و دل دارد که نماد خودشناسی و حقیقتیابی هستند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای به کار رفته نیاز به دانش ادبی بیشتری دارند.
شماره ۱۰۴ - تا به نظّاره بت، چشم برهمن بازست
تا به نظّاره بت، چشم برهمن بازست
به تماشای جمالت مژه من بازست ۱
پیش مرغان گرفتار، خموشی کفرست
لب نبندم ز فغان تا ره شیون بازست ۲
به تمنای غباری ز درت چون سایل
مردم چشم مرا، از مژه، دامن بازست ۳
عکس رویش چو در آیینه فتد شاد شوم
کز دل آینه راهی به دل من باز است ۴
گل مچینید که غیرتکش مرغ چمنم
نگشاید دل من تا در گلشن بازست ۵
مژده آمدنت آمده و چشم مرا
عمرها شد که در خانه چو روزن بازست ۶
به تماشای جمالت مژه من بازست ۱
پیش مرغان گرفتار، خموشی کفرست
لب نبندم ز فغان تا ره شیون بازست ۲
به تمنای غباری ز درت چون سایل
مردم چشم مرا، از مژه، دامن بازست ۳
عکس رویش چو در آیینه فتد شاد شوم
کز دل آینه راهی به دل من باز است ۴
گل مچینید که غیرتکش مرغ چمنم
نگشاید دل من تا در گلشن بازست ۵
مژده آمدنت آمده و چشم مرا
عمرها شد که در خانه چو روزن بازست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۳ - تا صبا با آن سر زلف پریشان آشناست
گوهر بعدی:شماره ۱۰۵ - هر سر موی من از دود تو در فریاد است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.