خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام، رنجهای عاشقانه، و احساس غربت و تنهایی سخن میگوید. شاعر از سوختن در آتش عشق، جدایی، و رنجهای روحی مینالد و به مفاهیمی مانند وفاداری و غم غربت اشاره میکند.
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و غربت نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۸ - گشادی طره و مشک ختن سوخت
گشادی طره و مشک ختن سوخت
نقاب از رخ فکندی و چمن سوخت ۱
اسیران غمت را آتش عشق
چو تار شمع در یک پیرهن سوخت ۲
نشستی با رقیب و من کبابم
زدی آتش به غیر و جان من سوخت ۳
نگشتم آشنای کس ز مهرت
مرا داغ غریبی در وطن سوخت ۴
برآمد دود از جان زلیخا
مگر یعقوب در بیتالحزن سوخت؟ ۵
ندارد بر جگر چون لاله داغی
دلم بر حال برگ نسترن سوخت ۶
به عهد استوار خویش نازم
که چون قدسی دلم را در کفن سوخت ۷
نقاب از رخ فکندی و چمن سوخت ۱
اسیران غمت را آتش عشق
چو تار شمع در یک پیرهن سوخت ۲
نشستی با رقیب و من کبابم
زدی آتش به غیر و جان من سوخت ۳
نگشتم آشنای کس ز مهرت
مرا داغ غریبی در وطن سوخت ۴
برآمد دود از جان زلیخا
مگر یعقوب در بیتالحزن سوخت؟ ۵
ندارد بر جگر چون لاله داغی
دلم بر حال برگ نسترن سوخت ۶
به عهد استوار خویش نازم
که چون قدسی دلم را در کفن سوخت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۷ - باغی که گلش بو ندهد عشق مجازست
گوهر بعدی:شماره ۸۹ - نشسته بر سر کویی و فتنه بر پا نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.