خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر ناامیدی و دلشکستگی است. شاعر از بیوفایی و نبود محبت شکایت دارد و احساس میکند که امید و آرزو برایش حرام شده است. همچنین، او از گردش ناعادلانهٔ روزگار و تاریکی زندگی خود مینالد.
مفاهیم عمیق عاطفی مانند ناامیدی و دلشکستگی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد.
شماره ۷۲ - ای دل می امید دگر بر تو حرام است
ای دل می امید دگر بر تو حرام است
کمحوصلهای خون جگر بر تو حرام است ۱
نه رنگ وفاداری و نه بوی محبت
در پرده شو ای گل که نظر بر تو حرام است ۲
ای گردش افلاک به صبحی نرسیدی
گویا شب مایی که سحر بر تو حرام است ۳
قدسی چو سر از سلسله عشق کشیدی
یاری طلب از تیغ که سر بر تو حرام است ۴
کمحوصلهای خون جگر بر تو حرام است ۱
نه رنگ وفاداری و نه بوی محبت
در پرده شو ای گل که نظر بر تو حرام است ۲
ای گردش افلاک به صبحی نرسیدی
گویا شب مایی که سحر بر تو حرام است ۳
قدسی چو سر از سلسله عشق کشیدی
یاری طلب از تیغ که سر بر تو حرام است ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۱ - از خارخار وصل گلم دل فگار نیست
گوهر بعدی:شماره ۷۳ - فتنهجویی ز بت خویش مرا باور نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.