خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، دوری معشوق، و روشنایی دل در تاریکیها سخن میگوید. او از باده و میگساری به عنوان نماد روشنایی و شادی یاد میکند و به صبر و عشق پایدار اشاره دارد.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به میگساری و برخی مضامین پیچیده، آن را برای گروه سنی بالاتر مناسب میسازد.
شماره ۶۱ - طبعم ز باده چون گل سیراب روشن است
طبعم ز باده چون گل سیراب روشن است
آیینه من است که از آب روشن است ۱
رفتی ز دیده لیک نرفتی ز دل برون
من تیرهروز و خانه ز مهتاب روشن است ۲
با آنکه در چراغ دو عالم نمانده نور
آتش هنوز در دل احباب روشن است ۳
جز کشتن آرزو نبود گوسفند را
مضمون این ز خنجر قصاب روشن است ۴
در عشق، نفی عقل همین ما نکردهایم
چندین هزار نکته در این باب روشن است ۵
می ده که چون صراحی و ساغر در انجمن
چشم و دلم به نور می ناب روشن است ۶
نگذاشتند بر در بتخانه که امشبم
فانوس دل به گوشه محراب روشن است ۷
تا صبحدم به راه خیال بتان مرا
شب چون چراغ دیده بیخواب روشن است ۸
حرف دروغ صبر ز قدسی مکن قبول
کآثار صبرش از دل بیتاب روشن است ۹
آیینه من است که از آب روشن است ۱
رفتی ز دیده لیک نرفتی ز دل برون
من تیرهروز و خانه ز مهتاب روشن است ۲
با آنکه در چراغ دو عالم نمانده نور
آتش هنوز در دل احباب روشن است ۳
جز کشتن آرزو نبود گوسفند را
مضمون این ز خنجر قصاب روشن است ۴
در عشق، نفی عقل همین ما نکردهایم
چندین هزار نکته در این باب روشن است ۵
می ده که چون صراحی و ساغر در انجمن
چشم و دلم به نور می ناب روشن است ۶
نگذاشتند بر در بتخانه که امشبم
فانوس دل به گوشه محراب روشن است ۷
تا صبحدم به راه خیال بتان مرا
شب چون چراغ دیده بیخواب روشن است ۸
حرف دروغ صبر ز قدسی مکن قبول
کآثار صبرش از دل بیتاب روشن است ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۰ - هرکه امشب می نمینوشد به ما منسوب نیست
گوهر بعدی:شماره ۶۲ - دلی که عشق نکردش چو لاله داغ کجاست
نظرها و حاشیه ها
۲
۱۳۹۹/۱۰/۱۵ ۱۶:۴۱
لطفا معنی هر بیت رو هم قرار بدین با تشکر...
چرا معنی ندار