خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به دنبال همدمی دیرین در غربت میگردد و تنها شمع را به عنوان همدم خود مییابد. او از طبیعت و زیباییهای آن سخن میگوید و از عشق و دلبستگیهایش یاد میکند. همچنین، به مفاهیمی مانند عشق، زیبایی، و تنهایی اشاره دارد.
متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و شاعرانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات عاشقانه و تمثیلهای به کار رفته برای درک بهتر به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۵۶ - کجا در غربتم یک همدم دیرین شود پیدا؟
کجا در غربتم یک همدم دیرین شود پیدا؟
به جز شمعم که گاهی بر سر بالین شود پیدا ۱
به گوش منصفان کافی بود صاحب طبیعت را
اگر در صد غزل یک مصرع رنگین شود پیدا ۲
قیامت باشد آن روزی که خورشید و نگار من
ز یک سو آن شود طالع ز یک سو این شود پیدا ۳
اگر از تیشه فرهاد کس آیینهای سازد
عجب دارم در آن جز صورت شیرین شود پیدا ۴
پریشان زلف و می در دست و مژگان بر سر شوخی
که را ماند به جا دین چون به این آیین شود پیدا؟ ۵
به جز شمعم که گاهی بر سر بالین شود پیدا ۱
به گوش منصفان کافی بود صاحب طبیعت را
اگر در صد غزل یک مصرع رنگین شود پیدا ۲
قیامت باشد آن روزی که خورشید و نگار من
ز یک سو آن شود طالع ز یک سو این شود پیدا ۳
اگر از تیشه فرهاد کس آیینهای سازد
عجب دارم در آن جز صورت شیرین شود پیدا ۴
پریشان زلف و می در دست و مژگان بر سر شوخی
که را ماند به جا دین چون به این آیین شود پیدا؟ ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵ - ز ایمان همتی چون آن نگار چین شود پیدا
گوهر بعدی:شماره ۵۷ - منشور خدمت تو رقم شد به نام ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.