خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ بیانگر احساس ضعف و ناتوانی شاعر در برابر تقدیر و گردون (آسمان) است. او از بدشگونی و داغی که بر او وارد شده شکایت میکند و از بیعدالتیهای جهان گله دارد. شاعر احساس میکند که گردون با او دشمنی دارد و او را زبون و خوار کرده است.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین ممکن است برخی از اشارات و استعارات برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۲۴ - خوشم که ضعف چنان کرده روشناس مرا
خوشم که ضعف چنان کرده روشناس مرا
که چشم آینه مژگان کند قیاس مرا ۱
چو غنچه تا به گریبان نهفته در مژهام
فتاده کار به نظاره در لباس مرا ۲
بنای عافیتم را بریز گو از هم
بود چه چشم ز گردون بداساس مرا؟ ۳
ز بدشگونی داغی که نیک خواهد شد
بود ز اختر بد بیشتر هراس مرا ۴
ز رحم بر سر ره سبز کرده گردونم
که جور پا نرساند به زخم داس مرا ۵
کمر که بسته به تاراج آشیانه جغد؟
درین خرابه کسی گو مدار پاس مرا ۶
قدی به کینه من راست کرده گویی یافت
زبونتر از همه گردون کجپلاس مرا ۷
که چشم آینه مژگان کند قیاس مرا ۱
چو غنچه تا به گریبان نهفته در مژهام
فتاده کار به نظاره در لباس مرا ۲
بنای عافیتم را بریز گو از هم
بود چه چشم ز گردون بداساس مرا؟ ۳
ز بدشگونی داغی که نیک خواهد شد
بود ز اختر بد بیشتر هراس مرا ۴
ز رحم بر سر ره سبز کرده گردونم
که جور پا نرساند به زخم داس مرا ۵
کمر که بسته به تاراج آشیانه جغد؟
درین خرابه کسی گو مدار پاس مرا ۶
قدی به کینه من راست کرده گویی یافت
زبونتر از همه گردون کجپلاس مرا ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳ - شد دهان شکرگو هر زخم نخجیر ترا
گوهر بعدی:شماره ۲۵ - چو نمیکنی نگاهی به ستم مران خدا را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.