خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و وصال معشوق سخن می‌گوید و از رنج‌های عاشقی و جفای معشوق می‌نالد. او با وجود دردها و رنج‌ها، باز هم به عشق وفادار است و از معشوق طلب وصال می‌کند. شاعر از رقیب و ستم معشوق شکایت دارد، اما در نهایت عشق خود را ابراز می‌کند.

متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند «جگرخواره» و «ستم‌گاره» ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۰۹۰ - مگر وصال تو روزی شود دگرباره

مگر وصال تو روزی شود دگرباره
به قدرِ جهد بکوشم به حیله و چاره ۱

به رغم جانِ رقیبت چه‌گونه می‌خواهم
که خاک بر سرِ آن ظالم ستم‌گاره ۲

دراوفتاد به پایِ تو باز چون خلخال
گرفته دستت و بوسیده باز چون یاره ۳

به حسنِ تو نبود دل‌بری جفا پیشه
به بخت من نبود عاشقی جگرخواره ۴

چو مرغ زیرک اگرچه رمیده دل بودم
به دامِ عشق برآویختم دگرباره ۵

ترا چه غم که ز جورِ تو چون نزاری زار
هزار دل‌شده سرگشته‌اند و آواره ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۸۹ - عجب سرّی‌ست مردان را درونِ سینه پوشیده
گوهر بعدی:شماره ۱۰۹۱ - به پای عشق درافتاده‌ام دگرباره
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.