خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به بیان احساسات عاشقانه و شورانگیز خود نسبت به معشوق میپردازد. او از دیدار رو در رو با معشوق، لذتهای ناب و تازهای که هر بار تجربه میکند، وصف میکند و به توصیف زیباییهای معشوق مانند لب، زلف، گلهای وصل، شکرش، کمرش و... میپردازد. شاعر همچنین از جستوجوی بیپایان خود برای یافتن معشوق و گریزهای او سخن میگوید.
متن حاوی مضامین عاشقانهای است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامناسب باشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'گه کمرش گشودمی' ممکن است نیاز به درک بالاتری از روابط عاطفی داشته باشد.
شماره ۱۰۵۲ - گر شبکی نشستمی با بُتِ خویش رو به رو
گر شبکی نشستمی با بُتِ خویش رو به رو
وه که چه عیش کردمی تازه به تازه نو به نو ۱
گه لبکش مزیدمی گه زنخش گزیدمی
گه گلِ وصل چیدمی رنگ به رنگ بو به بو ۲
گه شکرش ربودمی گه کمرش گشودمی
گاه ز وصل سودمی سینه به سینه رو به رو ۳
هم چو قدش ندیده ام سرو به هیچ بوستان
گر چه بسی بگشته ام باغ به باغ جو به جو ۴
چند ترا طلب کنم خانه به خانه در به در
چند گریزی از برم کوچه به کوچه کو به کو ۵
وه که چه عیش کردمی تازه به تازه نو به نو ۱
گه لبکش مزیدمی گه زنخش گزیدمی
گه گلِ وصل چیدمی رنگ به رنگ بو به بو ۲
گه شکرش ربودمی گه کمرش گشودمی
گاه ز وصل سودمی سینه به سینه رو به رو ۳
هم چو قدش ندیده ام سرو به هیچ بوستان
گر چه بسی بگشته ام باغ به باغ جو به جو ۴
چند ترا طلب کنم خانه به خانه در به در
چند گریزی از برم کوچه به کوچه کو به کو ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۵۱ - بیا که جانِ منی جانِ من بیا بمرو
گوهر بعدی:شماره ۱۰۵۳ - خوش است بر لبِ قلزم نشسته در باکو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.