خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن از ناامیدی و درد دل خود سخن میگوید و از بخت و روزگار کمک میخواهد. او از بیحالی و ناتوانی خود مینالد اما در عین حال به صبر و امیدواری اشاره میکند و امید دارد که نالههای سحرگاهیاش سرانجام سودمند خواهد بود.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و نالهوار شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۱۰۰۱ - ای بخت اگر حامی شوی سعیی کنی در کار من
ای بخت اگر حامی شوی سعیی کنی در کار من
باشد که هم یاری کند روزی دلِ نایار من ۱
از جان چه دارم یک رمق وز دل چه گویم یک نفس
آه از دلِ بی جان من وای از دلِ بیکارِ من ۲
آری نزاری خواندهای الصبر مفتاحالفرج
هم عاقبت سودی کند نالیدنِ اَسحار من ۳
باشد که هم یاری کند روزی دلِ نایار من ۱
از جان چه دارم یک رمق وز دل چه گویم یک نفس
آه از دلِ بی جان من وای از دلِ بیکارِ من ۲
آری نزاری خواندهای الصبر مفتاحالفرج
هم عاقبت سودی کند نالیدنِ اَسحار من ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۰۰ - مرا جانانهای باید که باشد غم گسارِ من
گوهر بعدی:شماره ۱۰۰۲ - اگر دست واگیری از کارِ من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.