خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و انتظار خود سخن میگوید و از معشوق میخواهد که دیگر به تغافل و دوری ادامه ندهد. او از معشوق میخواهد که به گلستان بیاید و قدر گل را بشکند، یا اگر میل به جنگ دارد، بیاید و او را بکشد. شاعر تأکید میکند که دیگر تحمل این درد و انتظار برایش ممکن نیست.
این متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند «قتل» و «دردسر» ممکن است برای گروههای سنی پایین نامناسب باشد.
شمارهٔ ۷۳ - برون آ شهسوارا
برون آ شهسوار من تعلّل بیش از این تا کی
ز حد بگذشت مشتاقی تحمّل بیش از این تا کی ۱
تو حال من همی دانی و می دانم که می دانی
چو خودرا دور میکردی تغافل بیش از این تا کی ۲
بطرف گلستان یک ره در آ و قدر گل بشکن
کشیدن دردسر چندین ز بلبل بیش از این تا کی ۳
اگر میل غزا داری بیا و قتل محیی کن
بکار این چنین نیکو تأمّل بیش از این تا کی ۴
ز حد بگذشت مشتاقی تحمّل بیش از این تا کی ۱
تو حال من همی دانی و می دانم که می دانی
چو خودرا دور میکردی تغافل بیش از این تا کی ۲
بطرف گلستان یک ره در آ و قدر گل بشکن
کشیدن دردسر چندین ز بلبل بیش از این تا کی ۳
اگر میل غزا داری بیا و قتل محیی کن
بکار این چنین نیکو تأمّل بیش از این تا کی ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۷۲ - دل زار
گوهر بعدی:شمارهٔ ۷۴ - بی وفا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.