خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، بیانگر درد و رنج عاشقانه و ناامیدی از یار است. شاعر از غم و بلا سخن میگوید و آرزو میکند که اگر یارش همدردی میکرد، زندگیاش آسانتر میشد. همچنین، او به مقایسه خود با مجنون و دیگران میپردازد و از عشق بیپاسخ خود مینالد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و غمگین است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و ادبی موجود در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شمارهٔ ۷۱ - دل پرغم
گر دل غم پرور ما غمگساری داشتی
با بلا خوش بودی و در غم قرار داشتی ۱
نام مجنون در جهان هرگز نبوده این چنین
گرچنان بودی که چون من یادگاری داشتی ۲
هردو عالم را ز یک پرتو سراسر سوختی
آفتاب از آتش من گر شراری داشتی ۳
گل چرا غرق عرق گشتی ز خجلت پیش تو
گر نه آن بودی که از رشک تو خاری داشتی ۴
نسبتی میداشت با من شمع در سوز و گداز
گر دل بریان و چشم اشکباری داشتی ۵
یار محیی گر گشودی رخ میان مردمان
ترک یار خویش کردی هر که یاری داشتی ۶
با بلا خوش بودی و در غم قرار داشتی ۱
نام مجنون در جهان هرگز نبوده این چنین
گرچنان بودی که چون من یادگاری داشتی ۲
هردو عالم را ز یک پرتو سراسر سوختی
آفتاب از آتش من گر شراری داشتی ۳
گل چرا غرق عرق گشتی ز خجلت پیش تو
گر نه آن بودی که از رشک تو خاری داشتی ۴
نسبتی میداشت با من شمع در سوز و گداز
گر دل بریان و چشم اشکباری داشتی ۵
یار محیی گر گشودی رخ میان مردمان
ترک یار خویش کردی هر که یاری داشتی ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۷۰ - من که ام!
گوهر بعدی:شمارهٔ ۷۲ - دل زار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.