این متن عرفانی و معنوی، به موضوعاتی مانند قیامت، تجلی خداوند، عشق الهی، وصال با معشوق حقیقی و مستی معنوی میپردازد. شاعر از حالات روحانی خود در مسیر عرفان سخن میگوید و به توصیف تجربیات معنوی مانند نور خداوند، نشاط روحانی و امید به وصال میپردازد. همچنین، اشارهای به مفاهیمی مانند حورالعین، قصر بهشت و زندگی پس از مرگ دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار خواهد بود. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکار رفته نیاز به دانش پیشینهای از ادبیات عرفانی دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب میشود.
شمارهٔ ۳۳ - خیمه به محشر
کاتب منشور ماست مالک یوم النّشور ۱
سر زلحد برزدیم خیمه به محشر زدیم
بی خدا اندر لحد چند نباشم صبور ۲
ازسرشوق ونشاط پای نهم بر صراط
تا زدم گرمِ ما گرم شود آن نشور ۳
ای که ندادی تو مال درطلبِ آن جمال
ما به تو بگذاشتیم دیدن دیدارِ حور ۴
مست خدائیم ما ، کِی به خود آئیم ما
ساقی ما چون خداست باده شراب طهور ۵
نورخدا در نظرگاه تجلّی حق
با تو کند آنچه کرد با حجر کوه طور ۶
وقت تجلّی از اودیده بینا مجوی
اوچو نماید جمال، چشمِ تورا زوست نور ۷
هرکه به نزدیکِ اوست دولتِ جاوید یافت
رویِ سعادت ندید آنکه از او ماند دور ۸
مژده وصل خدا گر به لحد بشنویم
زنده شود جان و تن پیشتر از نفخِ صور ۹
حور چو آرا کنند رو به سوی ما کنند
چشم نگه دار از آن ،دوست بود بس غیور ۱۰
مست تو قصر بهشت کرده به زیرو زبر
چون نکند زانکه نیست هستیِ او بی قصور ۱۱
گرچه تو قصر بهشت کرده ای عنبر سرشت
از جگر سوخته ، می برم آنجا بخور ۱۲
میکند او بهرِدوست هرنفسی ماتمی
محیی ماتم زده کی کند ای دوست شور ۱۳
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.