خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق و دلدادگی شاعر به معشوق الهی است. شاعر از تنهایی و اشتیاق خود می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که به وی توجه کند. او خود را مرغ باغ ملکوت می‌داند و نور تجلی خدا را در خود می‌بیند. در نهایت، شاعر از رسیدن به معشوق و همت والای خود شکرگزاری می‌کند.

مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه این شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به‌کاررفته نیاز به دانش ادبی و عرفانی پایه دارد.

مشاهده کامل

شمارهٔ ۴ - همت مردانه

بی حجابانه درآ از در کاشانه ما
که کسی نیست به جز وردِ تو درخانه ما ۱

گر بیائی به سر تربت ویرانه ما
بینی از خون جگر آب زده خانه ما ۲

فتنه انگیز مشو کاکل مشکین مگشای
تاب زنجیر ندارد دل دیوانه ما ۳

مرغ باغ ملکوتیم و دراین دیر خراب
می شود نور تجلّای خدا دانه ما ۴

با احد در لحد تنگ بگوئیم که دوست
آشنایم توئی و غیر تو بیگانه ما ۵

گر نکیر آید و پرسد که بگو ربّ تو کیست
گویم آنکس که ربود این دل دیوانه ما ۶

منکر نعره ما کو که به ما عربده کرد
تا به محشر شنود نعره مستانه ما ۷

شکر الله که نمردیم و رسیدیم به دوست
آفرین باد بر این همت مردانه ما ۸

محیی بر شمع تجلای جمالش می سوخت
دوست می گفت زهی همت پروانه ما ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۳ - بلبل شوریده
گوهر بعدی:شمارهٔ ۵ - وعده دیدار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.