خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که درد و رنج عشق ناکام و فراق یار را بیان میکند. شاعر از غم و اندوهی که بر دلش سنگینی میکند سخن میگوید و از روزهای سیاه هجران و انتظار کشیدن در راه معشوق شکایت دارد. او احساس میکند که دلش در آتش عشق سوخته و همچون سایهای در انتظار مانده است.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، بیان غم و اندوه و فراق نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
شمارهٔ ۱ - روزگار دل
در غم عشق تو زان بگذشت کاردل مرا
کز وفایت کم شود یک لحظه باردل مرا ۱
فارغم از گشت گلشن کزغم تو هرزمان
بشکفد صد گونه گل از خارخار دل مرا ۲
بردلم باری حوالت کن غم اندوه خود
چون توان کردن که کردی غمگساردل مرا ۳
ماهی ای کو برکنار افتدز دریا چون بود
همچنان باشد بلا دور ازکنار دل مرا ۴
آنکه روزم شدسیه باشد زبی صبری دل
چون تو بودی و فراق یار کار دل مرا ۵
باز آمد روز هجران ناله کن باری زدل
تیره تر بادا ز روزم روزگار دل مرا ۶
چند چون محیی کشد دل در ره تو انتظار
سوخت همچون سایه بر ره انتظار دل مرا ۷
کز وفایت کم شود یک لحظه باردل مرا ۱
فارغم از گشت گلشن کزغم تو هرزمان
بشکفد صد گونه گل از خارخار دل مرا ۲
بردلم باری حوالت کن غم اندوه خود
چون توان کردن که کردی غمگساردل مرا ۳
ماهی ای کو برکنار افتدز دریا چون بود
همچنان باشد بلا دور ازکنار دل مرا ۴
آنکه روزم شدسیه باشد زبی صبری دل
چون تو بودی و فراق یار کار دل مرا ۵
باز آمد روز هجران ناله کن باری زدل
تیره تر بادا ز روزم روزگار دل مرا ۶
چند چون محیی کشد دل در ره تو انتظار
سوخت همچون سایه بر ره انتظار دل مرا ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲ - پیرکنعان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.