خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این بیتها از غم و دوری از معشوق بلندقامت خود میگوید و بیان میکند که شبها را به امید روز شادی سپری میکند. او از محرومیت خود از خدمت به معشوق گله دارد و اشاره میکند که غم صدسالهاش را پیش روی خود میبیند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز موجود در متن برای درک و ارتباط بهتر، به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی نیاز دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۴۱ - در دست غم تو بودم ای سرو بلند
در دست غم تو بودم ای سرو بلند
شبها به امید روز شادی خرسند ۱
محرومی دینه من از خدمت تو
صد ساله غمم ذخیره در پیش افکند ۲
شبها به امید روز شادی خرسند ۱
محرومی دینه من از خدمت تو
صد ساله غمم ذخیره در پیش افکند ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰ - چون لشکر شه روی به راه آوردند
گوهر بعدی:شماره ۴۲ - تا ظن نبری که شاه رنجور شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.