این متن یک شعر ستایشآمیز است که در آن شاعر به تمجید از شخصیتی برجسته میپردازد. او از قدرت، حشمت، و دانش این شخصیت سخن میگوید و اشاره میکند که حتی طبیعت و زمان نیز در برابر او تسلیم هستند. شاعر همچنین به نور الهی و معجزات پیامبر در وجود این شخصیت اشاره کرده و از خدمت به ملوک ابراز خستگی میکند. در نهایت، او از تردید میان رد و قبول درگاه این شخصیت سخن میگوید.
این متن دارای مفاهیم پیچیده ادبی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار خواهد بود. همچنین، استفاده از اصطلاحات کهن و سبک شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.
شماره ۶۹ - ای مثال تو را زمین و زمان
کرده از راه امتثال مثول ۱
دولتت را فتور ناممکن
حشمتت را زوال نامعقول ۲
گشته پیش تو رام و آهسته
فلک تند و روزگار عجول ۳
بر رخ آفتاب دولت تو
آسمان نانهاده داغ افول ۴
در دلت نور کبریای خدای
بر تنت فر معجزات رسول ۵
کرده بر وفق رای افلاطون
روح لقمان به قالب تو حلول ۶
قلمت روز و شب کشان در پا
طره جعد و گیسوی مفتول ۷
من بدان عزتی که نفس مراست
گشتم از خدمت ملوک ملول ۸
سخن فضل می نیارم گفت
زانک او شعبه ای بود ز فضول ۹
حاصل الامر مدتیست که نیست
بر در کس مرا خروج و دخول ۱۰
ار چه ماندم بر آستانه تو
متردد میان ردّ و قبول ۱۱
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.