خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن یک شعر عرفانی و معنوی است که در آن شاعر به ستایش خداوند و بیان رابطه‌ی عمیق خود با معبود می‌پردازد. او خدا را پناهگاه مردم، یاری‌دهنده دین، و دارای کرم ذاتی توصیف می‌کند و همه چیزهای دیگر را در مقابل ذات خدا، استعاره و مجاز می‌داند. شاعر از دوران سخت زندگی خود می‌گوید و بیان می‌کند که تنها هدفش این بوده که خدا را قبله‌ی دعا و نیاز خود قرار دهد. در پایان، از محرومیت از خدمت به خدا شکوه می‌کند و می‌پرسد چرا با وجود اینکه نه او جاهل است و نه راه دور، و نه خدا بخیل، از این خدمت محروم شده است.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و معنوی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مجازهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

شماره ۶۰ - پناه ملت و داعی خلق نصرة دین

پناه ملت و داعی خلق نصرة دین
تویی که هست ضمیر تو با قضا همراز ۱

کرم،حقیقی و ذاتی تو راست در عالم
هرآنچه هست دگر استعارت است و مجاز ۲

اگر به عنف زنی بانگ ناگهان بر کوه
ز هیبت تو صدا را فرو شود آواز ۳

خدایگانا زان پس که روزگار مرا
بتاخت مدت ده سال در نشیب و فراز ۴

عزیمتم همه آن بود و بس که یکچندی
کنم جناب تو را قبله دعا و نیاز ۵

چه موجب است که از خدمت تو محرومم
نه تو بخیل و نه من جاهل و نه راه دراز ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۹ - ایا شهی که فلک را مهار در بینی
گوهر بعدی:شماره ۶۱ - شاها به قدر همت و رای رفیع خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.