خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر به ستایش قدرت و عظمت یک حاکم یا شخصیت برجسته میپردازد. او از قدرت بیهمتای این فرد سخن میگوید که حتی کوه را به زانو درمیآورد و دشمنانش را به وحشت میاندازد. همچنین، شاعر از لطف و کرم این شخصیت سخن میگوید و آرزو میکند که سخنانش به گوش او برسد.
این متن دارای مفاهیم عمیق و استعاری است که درک آن به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، استفاده از واژگان و ترکیبات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۳ - سر اکابر آفاق شمس دولت و دین
سر اکابر آفاق شمس دولت و دین
تویی که قدرت تو کوه را کمر گیرد ۱
سپاه حادثه را خوف تو به زخم سنان
چو بخت دشمنت از خواب بی خبر گیرد ۲
فلک بسان همایی ست پرگشاده مقیم
برانک بیضه ملکت به زیر پر گیرد ۳
ز لفظ بنده به سمع خدایگان برسان
چنانک لفظ تو باشد مگر که درگیرد ۴
که گر تو دست کرم بر سرم نخواهی داشت
سپهر سرزده زودم ز دست بر گیرد ۵
تویی که قدرت تو کوه را کمر گیرد ۱
سپاه حادثه را خوف تو به زخم سنان
چو بخت دشمنت از خواب بی خبر گیرد ۲
فلک بسان همایی ست پرگشاده مقیم
برانک بیضه ملکت به زیر پر گیرد ۳
ز لفظ بنده به سمع خدایگان برسان
چنانک لفظ تو باشد مگر که درگیرد ۴
که گر تو دست کرم بر سرم نخواهی داشت
سپهر سرزده زودم ز دست بر گیرد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲ - جمال دین سر احرار روزگار حسن
گوهر بعدی:شماره ۳۴ - پناه ملت اسلام مجد دولت و دین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.