این متن شعری است که در آن شاعر به ستایش قدرت و عظمت خداوند میپردازد و بیان میکند که هیچ دشمنی در برابر قهر الهی تاب مقاومت ندارد. همچنین، شاعر از رازهای نهفته و حوادث زندگی خود سخن میگوید و از روزگار شکایت میکند. در نهایت، او به شکرگزاری در برابر تقدیر الهی اشاره میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق مذهبی و عرفانی است و همچنین از اصطلاحات و تشبیهات پیچیده شعری استفاده میکند که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار است. علاوه بر این، برخی از مضامین مانند شکایت از روزگار و حوادث زندگی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۲۴ - خدایگانا آنی که طاق ایوانت
ز راه قدر و محل باستاره باشد جفت ۱
نماند خصم تو را هیچ مهره در گردون
که دست قهر تو آن را به نوک نیزه نسفت ۲
ز حال و قصّه من بنده آگهی دانم
که پیش رای تو پیداست رازهای نهفت ۳
ز روزگار به روزی نشسته ام نه چنانک
دگر دو شب به یکی جایگه توانم خفت ۴
زمین ز خون قزل ارسلان هنوز گلست
مرا ز حادثه صد گل به تازگی بشکفت ۵
بدین که بر سر من رفت هر کجا باشم
چه شکرها که من از روزگار خواهم گفت ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.