عارف قزوینی در این تصنیف، که در دوره دوم مجلس شورای ایران و آغاز انقلاب مشروطه سروده شده، به یاد اولین قربانیان آزادی و با الهام از عشق حیدرخان عمواوغلی، از ظلم و بیعدالتیهای زمانه انتقاد میکند. او از فساد حکومت، غم وطن، و بیعدالتیهای اجتماعی مینالد و مردم را به مقاومت و غیرت دعوت میکند. همچنین، او از مرگ جوانان وطن و سکوت ناظران این ظلمها ابراز تأسف میکند.
متن دارای مضامین سیاسی و انتقادی است که درک آن به بلوغ فکری و آگاهی تاریخی نیاز دارد. همچنین، برخی مفاهیم مانند ظلم، مرگ، و مبارزه ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال سنگین یا نامفهوم باشد.
شمارهٔ ۱۰ - از خون جوانان وطن لاله دمیده
این تصنیف در دوره دوم مجلس شورای ایران در تهران ساخته شده است. به واسطه عشقی که حیدرخان عمواوغلی بدان داشت، میل دارم این تصنیف به یادگار آن مرحوم طبع گردد. این تصنیف در آغاز انقلاب مشروطه ایران به یاد اولین قربانیان آزادی سروده شده است. ۱
هنگام می و فصل گل و گشت و (جانم گشت و خدا گشت و) چمن شد
دربار بهاری تهی از زاغ و (جانم زاغ و خدا زاغ و) زغن شد ۲
از ابر کرم خطه ی «ری» رشگ ختن شد ۳
دلتنگ چو من مرغ (جانم مرغ) قفس بهر وطن شد ۴
چه کج رفتاری ای چرخ! چه بد کرداری ای چرخ!
سر کین داری ای چرخ! نه دین داری، نه آیین داری (نه آیین داری) ای چرخ! ۵
از خون جوانان وطن لاله دمیده
از ماتم سرو قدشان سرو خمیده ۶
در سایه ی گل بلبل ازین غصه خزیده ۷
گل نیز چو من در غمشان جامه دریده
چه کجرفتاری ای چرخ ۸
خوابند وکیلان و خرابند وزیران
بردند به سرقت همه سیم و زر ایران ۹
ما را نگذارند به یک خانه ی ویران ۱۰
یا رب بستان داد فقیران ز امیران ۱۱
چه کج رفتاری ای چرخ! چه بد کرداری ای چرخ!
سر کین داری ای چرخ! نه دین داری، نه آیین داری (نه آیین داری) ای چرخ! ۱۲
از اشک همه روی زمین زیر و زبر کن
مشتی گرت از خاک وطن هست به سر کن ۱۳
غیرت کن و اندیشه ی ایام بتر کن ۱۴
اندر جلوی تیر عدو سینه سپر کن ۱۵
چه کج رفتاری ای چرخ! چه بد کرداری ای چرخ!
سر کین داری ای چرخ! نه دین داری، نه آیین داری (نه آیین داری) ای چرخ! ۱۶
از دست عدو ناله ی من از سر درد است
اندیشه هر آن کس کند از مرگ، نه مرد است ۱۷
جانبازی عشاق نه چون بازی نرد است ۱۸
مردی اگرت هست، کنون وقت نبرد است ۱۹
چه کج رفتاری ای چرخ! چه بد کرداری ای چرخ!
سر کین داری ای چرخ! نه دین داری، نه آیین داری (نه آیین داری) ای چرخ! ۲۰
عارف ز ازل تکیه بر ایام ندادست
جز جام به کس دست چو خیام ندادست ۲۱
دل جز به سر زلف دلارام ندادست ۲۲
صد زندگی ننگ به یک نام ندادست ۲۳
چه کج رفتاری ای چرخ! چه بد کرداری ای چرخ! ۲۴
سر کین داری ای چرخ! نه دین داری، نه آیین داری (نه آیین داری) ای چرخ! ۲۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
بهترین شعری هست که به دل نشست
درود
این مصرع یک کلمه جا افتاده
از ابر کرم خطۀ رشگ ختن شد
از ابر کرم خطۀ «ری» رشگ ختن شد
با سلام و احترام. با تشکر. اصلاح شد.