خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بالا بیانگر ناامیدی و اعتراض شاعر از پرسشهای مکرر و بیفایده دیگران است. شاعر از این که مدام مورد سوال و عتاب قرار میگیرد خسته شده و میپرسد که دیگران واقعاً از او چه میخواهند. در نهایت، او اعلام میکند که چیزی از دیگران نمیخواهد و از آنها میخواهد که او را رها کنند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، لحن اعتراضی و ناامیدی موجود در متن ممکن است برای کودکان و نوجوانان مناسب نباشد.
شمارهٔ ۳۴۳ - وله ایضا
صاحبا عدّت قیامت را
از من ممتحن چه می خواهی ؟ ۱
هر کس از گونه یی همی گوید
تو بگو خویشتن چه می خواهی ؟ ۲
هر زمانی عتابی آغازی
معنی این سخن چه می خواهی؟ ۳
کردی از پای من برون شلوار
بدرم پیرهن ، چه می خواهی؟ ۴
می کنی تو ز پیش دفع سؤال
ورنه زین مکروفن چه می خواهی؟ ۵
من نمی خواهم از تو هیچ، برو
ای مسلمان ز من چه می خواهی؟ ۶
از من ممتحن چه می خواهی ؟ ۱
هر کس از گونه یی همی گوید
تو بگو خویشتن چه می خواهی ؟ ۲
هر زمانی عتابی آغازی
معنی این سخن چه می خواهی؟ ۳
کردی از پای من برون شلوار
بدرم پیرهن ، چه می خواهی؟ ۴
می کنی تو ز پیش دفع سؤال
ورنه زین مکروفن چه می خواهی؟ ۵
من نمی خواهم از تو هیچ، برو
ای مسلمان ز من چه می خواهی؟ ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۳۴۲ - ایضا له
گوهر بعدی:شمارهٔ ۳۴۴ - وله ایضا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.