این متن به توصیف مجلسی میپردازد که در آن افراد ناکس و بیهنر گرد هم آمدهاند. در این مجلس، فضل و هنر جای خود را به بازاریان و برزگران داده است. شاعر اشاره میکند که خیمهی خواجه احتمالاً از پارد (پارچهی کهنه) ساخته شده است، چرا که در آن افراد بیارزش و بیخطر حاضرند. در نهایت، شاعر اشاره میکند که این مجلس به جامعالاصناف تبدیل شده است، چرا که همهی پیشهوران در آن جمع شدهاند.
متن دارای مفاهیم انتقادی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک برخی از اشارات و استعارات موجود در متن نیاز به دانش ادبی و اجتماعی نسبتاً بالایی دارد.
شمارهٔ ۲۶۴ - وله ایضا
مجمع ناکسان و بی هنران ۱
روز بازار فضل بود و شدست
جای بازاریان و برزگران ۲
خیمۀ او مگر ز پاردمست
که درو حاضرند کون خزان ۳
نی غلط می کنم که حضرت او
با خطر شد ز جمع بی خطران ۴
مصر جامع شدست زانکه درو
جمع گشتند جمله پیشه وران ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.